
……………اعدام ……….
درون تیره های زاهد
در حجره زهد خود ..
صدای شورش را شنیدند ..
ناله زیر خط فقر
اما توان فریاد رسایی نداشت
دست پینه بسته كاری
در چندرقاز تخمیر خمره بازار
وامانده نان شب بود ..
تف نداشت كه بر كف كند
بیل و كلنگ اش را بفشارد
قبر تاریخی زهد را بسازد
درون تیره های زهد ..
پر وار بهشت هپروتی
سفره نعمت عدلش را گشوده بود
صدای شورش .. مرگ بر دیكتاتور
ارامش عدل باه كرده اش را اشفت
فرمان سلطان عدل صادر شد
بكشید این حرامیان مست را
بر دارشان كنید
تجاوز كردید ، شكنجه كردید ، زندان كردید ..
باز صدایشان كاخ سلطان عدل را می لرزاند
وای اگر فریادشان فقر را
دست پینه بسته را
قوت و جرئتی دهد
عجله كار خداست
بر دار شان كنید ..
كفتار پوزگان زهد رهبری ..
نماز گذاردند و بر دار كردند ..
و درحوض كثافت زهد ..
غسل عدالت بجا اوردند
و نان الوده نفتی را كوفت كردند
درون زهد از تیرگی به سیاهی زد
صدای مرگ بر دیكتاتور
در بالای دار
همچنان در گوش زهد می پیچد
……….. شورشگر .. 8 بهمن 88 ……
پی نوشت 1 …
سپاس و تشكر از همه دوستان و رفقای كه امدند و خوش امد گفتند …
انهایی كه امدند و تبلیعات خودش را كردند ..
انهایی كه امدند و حرفی .. بحثی گشودند .. وقت من برای بحث های مفصل تنگ است ..
رفقا «« شورش «« را بخوانید ..
……………………………………………………….
پی نوشت 2 ….
این چه حرفی ست
كه در عالم بالاست بهشت
هر كجا وقت خوش افتاد
همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بهر درون تو بود
گر درون تیره نباشد
همه دنیاست بهشت ..
پی نوشت 3 ….
در قفل ِِدر کلیدی چرخید
لرزید بر لبانش لبخندی
چون رقص ِآب بر سقف از انعکاس تابش ِخورشید
در قفل ِدر کلیدی چرخید
اعدام شدند تا ما عبرت بگیریم شاید هیچ اعدامی به این صورت تکان دهنده نیست. کسانی اعدام شوند که نه به واسطه اعمال و رفتارشان بلکه تنها برای “عبرت آموزی” دیگران جانشان گرفته شده است. حکومت ایران از واهمه ادامه اعتراضات و در این برهه زمانی خاص برای ایجاد ترس در میان مردم برای حضور کمرنگ تر در راهپیمایی 22 بهمن دست به قربانی کردن دو نفر زده است. اقدامی که حتی قابل پیش بینی است در روزهای آینده تکرار گردد. این رفتار در ادامه انتشار تصاویر معترضان و درخواست برای شناسایی آنها قابل بررسی است. در این اقدامات نکته ای پنهان است. گرچه شاید حکومت با چنین حرکاتی بتواند بر فضای روزهای آینده تاثیرات مقطعی بگذارد اما به واقع وجدان و باور عمومی از یاد نخواهد برد که دو نفر که “پیش از انتخابات” بازدداشت شده بودند به جرم حضور در اعتراضات “پس از انتخابات” به مرگ محکوم شدند. این قتل درمانی که در سه دهه گذشته به اشکال مختلف نیز از سوی حکومت اعمال شده بود بار دیگر در چهارمین دهه عمر حکومت اسلامی در حال باز تولید و تکرار است. هر چه از این دست اقدامات افزایش یابد دورنمای تغییر مسالمت آمیز و کم هزینه شرایط تیره تر می گردد. گرچه حکومت به باور خود این افراد را اعدام نمود تا ما عبرت بگیریم اما واقعیت آنست که حکومت نشان داد از گذشته عبرت نگرفته است و شاید در آینده نه چندان دور سرنوشت حاکمان ایران عبرت دیگران گردد.
دو تن از متهمان شرکت در تظاهرات اعتراضی پس از انتخابات اعدام شده اند. بنابر اعلام دادسرای عمومی و انقلاب تهران محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور دو زندانی اعدام شده هستند.
معنی نظام مقتدر را هم فهمیدیم ؟! اعدام جوان ۱۹ ساله ای که ۱۰ ماه است در زندان بوده به جرم آشوب ۱ ماه پیش در تهران ! (آرش رحمانی پور)
پشت پرده صدور حکم اعدام برای محمدرضا زمانی/خاطرات یک هم سلولی
محمدرضا علیزمانی و آرش رحمانیپور سحرگاه امروز به اتهام شرکت در اعتراضهای پس از انتخابات اعدام شدند. در حالی که هر دوی این جوانها در فروردین ۱۳۸۸ به همراه چندین جوان دیگر بازداشت شده بودند. قاضی مرتضوی به علیزمانی قول داده بود در صورت همکاری و شرکت در دادگاه متهمان انتخاباتی، در مجازاتش تخفیف داده خواهد شد. همین سناریو در مورد آرش رحمانیپور نیز اجرا شده است.
ما را با خبرهایشان سرگرم می کنند و سپس ما را به به نام انجمن پادشاهی و تجزیه طلب و محارب یکی یکی دار می زنند و دهان همه را می بندند با اتهامات بزرگ.
خانم نسرین ستوده، وکیل آرش رحمانیپور در این باره میگوید: موکل من مخفیانه اعدام شد. با مخفیکاری از خانواده و وکلا، موکلام را بردند اعدام کردند.
من فقط میتوانم بگویم که اعدام زیر ۱۸ سال این بار از میان متهمان سیاسی قربانی گرفت.
آرش رحمانیپور بر خلاف اعلام پایگاه اطلاعرسانی دادسرای عمومی و انقلاب، دو ماه پیش از انتخابات بازداشت شد و اساسا اتهام او ارتباطی با انتخابات و اعتراضات پس از آن نداشت.
آرش در زمان بازداشت ۱۹ سال بیشتر نداشت و بسیاری از اتهامات مطرح شده علیه آرش مربوط به زمانی بود که او ۱۶ یا ۱۷ ساله بود. بنابراین به طور حتم، موکل من باید در دادگاه اطفال محاکمه میشد.
در تنها جلسهی ملاقاتی که به مدت ۱۵ دقیقه با موکلام، آقای آرش رحمانیپور داشتم، او به من گفت که در دو جلسهی بازجویی، خواهرش را در مقابلاش قرار دادهاند و گفتهاند اگر میخواهد خواهرش آزاد شود، باید به کارهای نکرده اقرار کند.
گفتوگوی کوتاهی با خواهر آرش رحمانیپور، ساعاتی پس از باخبر شدن از اعدام آرش دارم. او بسیار متاثر است و به سختی صحبت میکند:
من خواهر آرش هستم.
شما همان خواهری هستید که همراه با آرش بازداشت شده بودید؟
بله من را هم بازداشت کرده بودند. بعد از آن بچهام را از دست دادم و چهار روز در آیسییو بودم. هیچچیزی نمیتوانم بگویم
فیلم : گفتوگو با وکیل آرش رحمانی پور
خیلی پست هستن…طفلک بیچاره از همه جا بی خبر بوده…حتی نذاشتن پدر و مادرشو برای آخرین بار ببینه…خیلی کثیفن…